عبدالله مستوفى
310
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
وزير براى اين رويه و عمل خود بيان كردند ، خيلى منطقى نبود ، زيرا همه باحتياطها يا سادهتر گفته شود ، بسوءظنهائى منتهى ميشد كه سابقهء دقت و صحت عمل امتحان شدهء امضاءكنندهء پيشنويس ، تمام آنها را باطل ميكرد . منهم چون ميدانستم كه اين سوءظن جبلى ايشان است و مقصود خاصى ندارند ، مقاومت زيادى بخرج نداده باهم آشتى كرديم . آقاى نواب خوب ميدانستند كه من بهمپارتيهاى ايشان ارادتى ندارم و رويهء انقلاب طلبانهء آنها را براى كشور مضر ميدانم و چون طبعا هم در اين گونه مسائل سكوت را موجب گمراهى مردم ميدانستم ، بدون هيچ پردهپوشى ، همهجا ، حتى نزد خود ايشان از رفتار آنها نقادى ميكردم و باوجود اين ما باهم بسيار صميمى بوديم . امروز هم بدون اينكه كارى برويه و مسلك هم داشته باشيم ، همان رفاقت بين ما برقرار است . تشبثات مستبدين كار وزارت خارجه در اين دوره كار بسيار مشكلى بود ، استبداد صغير ( دورهء باغشاه محمد عليشاه ) و واقعات بعد و حضور پنج شش هزار نفر از قشون روس در قزوين و تبريز كه هيچ خيال تخليهء كشور را نداشتند و تماسى كه هر روزه بين اتباع داخله و خارجه بود ، با برقرار بودن كاپيتولاسيون و زيادهروى اتباع خارجه ، دولت را بالمره از قدرت انداخته بود . دولت انقلابى هيئت مديره ، مالياتى بر وسائط نقليه و ترياك و مشروبات الكلى و حق قپان وضع و بعدها مجلس هم آنها را تصويب كرده بود . اتباع خارجه نميخواستند اين ماليات را بپردازند . پارهاى از ايرانيها كه من آنها را در هر طبقهاى باشند ننگ جامعه ميدانم ، نيز براى عدم پرداخت اين مالياتها تشبثات عجيب و بعضى از آنها كالاى خود را باسم قفقازىها وانمود ميكردند . برخى از درباريهاى سابق و حتى شاهزادگان كه در روزهاى ورود مجاهدين بتهران ، از ترس جان خود ، بيرقهائى از سفارت روس گرفته بودند ، حالا هم كه تا حدى نظم عمومى برقرار شده و لامحاله كسى به آنها كارى نداشت ، بواسطهء همان بيرقها ميخواستند از كليهء مقررات دولتهاى جديد طفره بروند . مجلس ، مالياتى براى نمك از قرار يكمن يك قران برقرار كرده بود . گذشته از قاچاقچىگرى قفقازيها ، قاچاقچىهاى داخله هم با دادن حق العملى بقفقازيها ، نمكهاى خود را بعنوان مال اتباع خارجى از اداى ماليات معاف ميكردند . وكيل الرعايا ، وكيل همدان ، قانونى راجع بضبط روده بنفع دولت بعنوان ماليات ذبايح طرح كرده و از مجلس گذرانده بود . جمعى از كرميهاى اتباع افغانستان كه در اينوقت كارهاى آنها با سفارت انگليس بود ، در تهران از قديم بشغل قصابى مشغول بودند اين سرقصابهاى كرمى هم سبب شدند كه در كار ماليات ذبايح نيز تبعيض پيش بيايد . كمكم پارهاى كه پناهىهاى تبريزى سرآمد آنها بودند ، از پرداخت مالياتهاى قديمى هم استنكاف كرده ، هرجا ملكى داشتند يكنفر سالدات روس يا لامحاله قزاق ايرانى بغل مباشر خود انداخته ، ماليات خود را